نه به امپرياليسم ! نه به ارتجاع !
فراخوان به شرکت در مبارزات جهانی درمقابل اجلاس جی هشت
درروزهای دوم تانهم ژوئن آینده، سران هشت کشورصنعتی جهان (جی هشت) درشهرروستوک آلمان گردهم می آیندتاجنایتهای بیشتری رادرخاورمیانه طراحی کنندوپیرامون سهم خودازاستثماروغارت مردم نقاط مختلف دنیا، به چانه زنی بپردازند. طرح های نظامی آمریکاعلیه ایران، یکی ازمباحث این اجلاس خواهد بود.
طبق معمول هر ساله، مبارزین ضد سرمایه داری از اقصی نقاط جهان ( و به ویژه اروپا ) در مقابل گردهمائی جی هشت حضورمی یابند تا پژواک فریاد میلیاردها انسان کره خاکی علیه نظام آدمخوار سرمایه داری باشند. از زمان آغاز جنگ و سپس اشغال افغانستان و عراق، این جنبش ضد سرمایه داری تبدیل به جنبش ضد جنگ نیز شده است. مبارزات جهانی در مقابل اجلاس جی هشت بازنمای وحدت انترناسیونالیستی مردم جهان است. شرکت ما در این روزها، بهترین فرصت برای ایجاد پیوند میان جنبش های سیاسی و اجتماعی در ایران با جنبش های انقلابی و مترقی و کمونیست در غرب است.
شرکت متحدانه و فعالانه فعالین سازمان ها و احزاب کمونیست، چپ و ترقی خواه اپوزیسیون ایران در تبعید، فعالین جنبش زنان، جنبش کارگری و دانشجوئی، و هنرمندان انقلابی و مترقی در مقابله با اجلاس جی هشت نشانگر باز کردن جبهه نوینی در مبارزه علیه تبهکاری های نظامی آمریکا است. تا کنون جای جنبش سیاسی انقلابی ایران در صف مبارزات ضد جنگ اروپا خالی بوده است. درنگ جایز نیست! نباید بگذاریم جمهوری اسلامی ایران و نمایندگانش خود را درصف مبارزه علیه سرمایه داری جهانی و جنگ های امپریالیستی جا کنند. ما باید به مبارزین جنبش ضد جنگ یادآوری کنیم که :
- جمهوری اسلامی ایران، بطور غیر رسمی اما فعالانه در اشغال عراق با ارتش های آمریکا و بریتانیا همکاری کرد. سران جمهوری اسلامی بارها بطور رسمی اعلام کرده اند که ارتش های آمریکا و دیگر کشورهای غربی، بدون کمک جمهوری اسلامی، نمی توانستند خاک افغانستان را اشغال کنند.
- جمهوری اسلامی ایران 28 سال پیش در نتیجه ی سرکوب قیام مردم ایران و سازش برخی کشورهای امپریالیستی از جمله آمریکا با بنیادگرایان اسلامی ایران بر سر کار آمد.
- جمهوری اسلامی ایران در 28 سال گذشته، ده ها هزار کمونیست و غیر کمونیست، فعالین جنبش کارگری و جنبش زنان و جنبش ملی کرد، بلوچ، ترکمن و عرب و... را به قتل رساند یا در زندان های مخوف محکوم به مرگ کرد. هزاران زندانی سیاسی کمونیست و غیر کمونیست را در سال 1988 ( 1367) در فاصله دو هفته به دار کشید.
- در جمهوری اسلامی ایران، زن رسما و قانونا برده ی مرد است و مرد در کشتن زن و فرزندان آزاد است.
- جمهوری اسلامی ایران یک رژیم مذهبی است که پیروان مذاهب غیر رسمی (غیر شیعه) را، در معرض اذیت و آزار دائمی قرار می دهد.
- جمهوری اسلامی ایران، با سرکوب مبارزات کارگران نفت، کنترل کمپانی های نفتی آمریکائی و بریتانیائی را بر نفت ایران تضمین کرد.
- جمهوری اسلامی ایران، مجری سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در ایران است. گلوبالیزاسیون افسارگسیخته زندگی اکثریت مردم را به تباهی کشانده است.
- بطور خلاصه، این رژیم، یک رژیم مرتجع وابسته به نظام سرمایه داری جهانی است. اختلافات آن با آمریکا، تغییری در ماهیت این رژیم نمی دهد. در دعوای میان امپریالیسم و ارتجاع، نمی توان جانب یکی را گرفت و بزیر پرچم یکی دیگر از این دشمنان غلتید.
ما باید به مبارزین جنبش ضد جنگ در اروپا بگوئیم که :
امپریالیسم آمریکا برای ممانعت از انقلابات مردم خاورمیانه تلاش می کند دو قطبی ”طرفداری از طرح های آمریکا یا بنیادگرایان مذهبی“ را به مردم این منطقه تحمیل کند. نتیجه ی شکل گیری این دو قطبی را در عراق می بینیم. مردم عراق بدلیل آنکه نتوانستند قطبی مستقل از این دو ( امپریالیست هاومرتجعین ) تشکیل دهند وبدور یک افق سیاسی روشن برای رهائی خودازچنگال امپریالیسم و ارتجاع مبارزه کنند، امروزدرلای منگنه امپریالیست هاو بنیادگرایان اسلامی درحال نابودشدن هستند.
ما انقلابیان و نیروهای مترقی ایران، عزم کرده ایم نگذاریم این دو قطبی مهلک بر صفوف مردم ایران تحمیل شود. مردم باید مستقل از این دو صف امپریالیستی و ارتجاعی، برای رهائی خویش، مبارزه کنند.
ما مبارزین کمونیست و چپ و انقلابی و آزادیخواه، سخنگویان این صف مردمی هستیم و برای شکل گیری و گسترش آن درمیان مردم ایران تلاش می کنیم. ما درمیان خود برای انجام این وظیفه تاریخی متحد می شویم و از نیروهای انترناسیونالیست درجنبش ضد جنگ، ضد اشغالگری وضد گلوبالیزاسیون می خواهیم که به تقویت این سیاست و فقط این سیاست در رابطه با ایران بپردازند.
رفقا و دوستان : متحدانه و فعالانه در گردهمائی ضد جنگ، ضد اشغالگری و ضد گلوبالیزاسیون در روستوک شرکت کنیم و به مردم جهان نشان دهیم که در مقابل قلدری های قدرت های امپریالیستی جهان خواهیم ایستاد و در این ایستادگی ذره ای به جمهوری اسلامی که با 28 سال سرکوب مردم و خدمت به نظام جهانی سرمایه داری، برای ورود ارتش های امپریالیستی به ایران راهگشائی کرده است، امتیاز نخواهیم داد. تا دیر نشده صف خود را یکجا جمع کنیم و در این ساعات و لحظات حساس در باز کردن راهی جدا از امپریالیسم و ارتجاع بکوشیم.
پیش بسوی روستوک با پرچم رهائی بخش ضد امپریالیسم و ضد ارتجاع جمهوری اسلامی !
برای آینده ای بدون استثمار، بدون ستم بر زن، بدون ستم ملی، بدون جنگ های امپریالیستی و ارتجاعی، با هم متحد شویم !
از شمال تا جنوب؛ از غرب تا شرق ایران؛ کرد و عرب و فارس و ترک و بلوچ و لر و ترکمن، متحد شویم و با این دو دشمن مقابله کنیم !
کارگران و زنان و دانشجویان و معلمان مبارز، افق جنبش های اجتماعی خود را با این سیاست رهائی بخش روشن کنید!
اول ماه مه 2007
کمیته هماهنگی علیه G8
سازمان پناهندگی پرایم- هلند
خانه هنر - هلند
سازمان زنان هشت مارس ( ایرانی- افغانستانی )
سازمان ملی دموکراتیک آوارگان افغانی
کمیته مرکزی حزب سوسیالیست ایران
اتاق اتحاد سوسیالیست ها در پالتاک
افراد
پویان انصاری
احمد پوری
امیر حسن پور
آذر درخشان
م. شکیب
بهزاد کاظمی
سیروس کفائی
فریدون گیلانی
ناصر نجفی
برای اطلاعات بیشتر لطفا با آدرس زیر تماس بگیرید:
Iran.AntiG8@gmail.com
خپلواکی- آزادی
نشرية مرکزی سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی
شماره پنجاه ويکم صفحه اول خپلواکی - آزادی حمل 1386 ش مارچ 2007 م
فهرست مطالب :
§ کودتای هفت ثور1357خورشيدی 29 ساله شد
§ اولسی جرگه او د بسنی فيصله
§ شعله ای هادرگستره ی زمان
قسم به شعلة جاويد اين جريدة خلق که خون خصم به دريـای اين وطن ريزيم
§ مصاحبه با آ قا ي آوين ال کالمي نمايندة جبهة ضد امپر يا ليستي و وطنپرستا نه عراق
§ گزارش مختصرازتظاهرات کارزارزنان 8 مارچ درشهردن هاگ هالند
§ کل مرغان
§ به پاخيزيدومبارزه بخاطرعدالت اجتماعی راادامه دهيد
§ اخباروتبصره ! بيماری روانی,توجيه ديگربرجنايت امپرياليست ها
§ افغانی که نمی خواهدبجنگد
§ تاريخچه هشتم مارچ ( روزجهانی زن)
§ يادی ازنوروز
§ مسئله تجاوز,اسلاميزه شدن پاکستان وحمايت امريکا
§ پيام به کارزار
سرمقاله
کودتای هفت ثور1357خورشيدی 29 ساله شد
کودتائی که ازمدافعان و”رهبران آن“ اثرو نشانه ای به چشم نمي خورد؛ ولی يگانه چيزيکه ازخود برجای گذاشتند,لعن ونفرين تاريخ است که دربدل جنايات فراموش ناشدنی اي که درحق همه اقشاروطبقات جامعه افغانستان رواداشتندبرای خودکمائی نمودند.
احزاب ”خلق“ وپرچم وستم ملی وقتيکه قدرت دولتی را تصاحب نمودند, کودتارا قيام وانقلاب ناميدندو”مبارزه ی“ خودرابرضدامپرياليزم وفئوداليزم اعلان نمودند اين احزاب رويزيونيست وتجديد نظرخواه ,که درعلم مترقی بريکی ازاصول واساسات بنيادين رسيدن به قدرت ؛يعنی ايجاد دولت زحمتکشان ازطريق رهبری حزب طبقه ی پيشرو را, ازنظر انداختند ودرمقابل آن بی اعتناء , بی تفاؤت وبی باوربودنددرعوض راه رسيدن به قدرت رامبارزه ی پارلمانی و مسالمت آميزتعيين کرده بودند,دست به کودتا زدند وبه نسبت خيانتی که به علم مترقی نمودند, بهای سنگينی رانيزپرداختند.
بينش جداازمنافع مردم که رهنمای حزب ودولت کودتاچي هابودسبب گرديد که تفرقه وجدائی تاسرحدکشتن ومعدوم نمودن ياران ورفقای همسنگرخودشان شود, خودرادربرابرمقاومت ومبارزه ی وسيع و همگانی مردم کشوريافتندودامنه ی اين مبارزات روزتاروزوسعت يافت .
دولت کودتاباصدورفرامين ظاهراخواست به جنگ عليه ی فئوداليزم وامپرياليزم برود. مبارزه ی شان عليه ی فئوداليزم برخورداراز قاطعيت نبودوبرنامة اصلاحات ارضی طوری عملی گرديدکه علاوه برنبودکئوپراتيفها, آلات واسباب زراعتی ورساندن آب به زمينهای تقسيم شده وبساکمبود هائي ديگر که دامنگيرشان بودازرشوه وواسطه به نفع مالکان ارضی دراين جريان کارميگرفت.
وقتی دولت کودتادرخدمت سوسيال امپرياليزم قرارداشت چطورميتوانست مبارزه عليه ی امپرياليزم رابه نفع مردم به پيش ببردومبارزه ی شان برضدامپرياليزم غرب درحدشعارباقی ماندوتمام برنامه وفعاليت اقتصادی شان وابسته به شوروی بود.
احزابی که ازمنافع طبقات مختلف جامعه نمايندگی ميکردندتوسط دولت کودتابه حيث دشمن شناخته شدندوباآنکه دولت خودرادموکراتيک اعلان نمودند, هرحزب و سازمان رابه نامهای مختلف کوبيده وازپی نابودی شان برآمدند؛ مثلاشعله ای هارا بنام افراطيون چپ ونوکران چين می ناميدند. يادآوربايدشدکه برای کودتاچی هاهر سازمان وشخصی اگرشعله ای هم نبود؛ولی درسابق به جريان ” شعله ی جاويد “ تعلق داشت بايد سازمان اش داغان وافرادآن روانه ی زندان وقتل گاه هاميشدندواين کار راباهمه ی نيروهای اپوزيسيون انجام داده وراه هرنوع مفاهمه رامسدودوپذيرش آراء وافکار مخالفين راردنمودند. برای آنهاکفايت ميکرد که بگويند”ماانقلاب کرده ايم ,يابامايا با دشمن ماوبی طرف ؛يعنی بي شرف“
” کودتاچی ها“ (به استثناء عدة) به اين باور اند که مبارزه ی مابرضدامپرياليزم و ارتجاع بودودولت ,دولت انقلابی ودرخدمت زحمتکشان جامعه بوده وبرای پياده نمودن برنامه ی دموکراتيک کارمينموديم ودراين زمينه ازحمايت وپشتيبانی بلوک ”سوسياليستی“ برهبری”شوروی“برخوردار بوديم واين امپرياليست های غربی وارتجاع فئودالی بودندکه دربرابربه تحقق پيوستن اين آرمان ايجادموانع ومشکلات نمودند.
جريان قدرت نمائی کودتاچی هاوده سال اشغال کشور(1979- 1989)توسط سوسيال امپرياليزم ”شوروی“,ثابت ساخت که امپرياليست های غربی وارتجاع فئودالی به حمايت يکديگروکمک وهمکاری کشورهای ارتجاعی منطقه خصوصاايران وپاکستان وعربستان سعودی دربرابردولت کودتاچی هابه توطئه ودشمنی آشکارپرداختند وتا سرحدنابودی شان پيش رفتند.يادآوربايد شدکه امپرياليست هاهم دربرابردولت کودتا موضع ثابت ويکسانی نداشتندوتاجائي که امکان داشت درارتباط با”شوروی“ درروابط بين المللی منافع مردم افغانستان رابه معامله ميگرفتند. مثلاپارلمان اروپادراوائل سال های هشتادبه ”شوروی“ تقسيم شدن افغانستان رابه شمال وجنوب پيشنهاد نمود که موردقبول ”شوروی“قرارنگرفت, ودرهر حالت آن ازجانب هردوطرف منافع مردم افغانستان ازنظرانداخته ميشد.تقويت احزاب جهادی , پيشبردجنگ برای جنگ و بربادی وازبين بردن جبهات وابسته به روشنفکران ملی ومترقی درداخل کشورو تروراين نيروهاکارهای نقشه مندو سيستماتيک نيروهای جهادی واستخبارات کشور های غربی بودو همين کاررادولت کودتاوارتش اشعالگردر داخل کشوربه اجراء می آورد.
دولت خلق وپرچم به کودتادست زده و بدون اينکه به مردم تکيه نمايدوبه آگاه ساختن آنهااهميتی قايل شـــودکه اين خود
نشئت ازاعتقاد شان به رويزيونيزم مينمود.
ميگويند: ”چرا عاقل کندکاری که بارآرد, پشيمانی“ درحالي که کودتاچي هانه عاقل بودندونه هم تاحالاپشيمانی ميکشند. آنهابرهمان اعتقادات سابق رويزيونيستی خودکه درمتن آن تکيه نکردن به مردم , واعتقادات رويزيونيستی جای گرفته بود, استوار اندوامروزدرخدمت اشغالگران امريکائی , قراردارند.
نيروهای آگاه ملی وانقلابی جامعه به نسبت نداشتن برنامه وحزب انقلابی , در حالت سردرگمی وپراکندگی بسرمی بردند, اعتقادبه جمهوری اسلامی , کسب قدرت از طريق کودتا, اتحادوهمکاری بااحزاب مذهبی وخدمت نمودن به استخبارات خاد,KGB ,CIAوISI کارومشغلة سازمانهای رهائی و سامابودکه همکاری امروزی بااشغالگران ادامه ی سياست سابق شان می باشد .
هرحزب ونيروی سياسی که خواهان مبارزه باامپرياليزم وارتجاع فئودالی می باشدبايد آموخته باشدکه اين کارسهل و ساده ای نيست ووقتی امکان پذيرمی باشد که تکيه گاه مردمی داشته باشد. آگاهی مردم به منافع شان وتشخيص دوست از دشمن راز پيشرفت ومؤفقيت درمبارزه را تضمين مينمايد.
امروزکه افغانستان اشغال گرديده ونيروی های متجاوزبه رهبری امريکافعال مايشاء به کشتن وقتل عام مردم دست می زند, نبودن آگاهی مردم به منافع شان وعدم تشخيص دوست ازدشمن به دوام اين وضع پايه داده است.ازيکطرف اشغالگران امريکائی جنايت کاران رژيم های سابقه رازيرچترحمايت خودگرفته وبه آنهاپروبال ميدهندوآنهارابه مقامات عاليه ی دولتی رسانده وازطرف ديگرتوسط رسانه های خبری وگماشتگان خودکه بودجه ی شان ازطرف وزارت دفاع و سی آی ای امريکاتأمين ميگردد, دربين مردم ماهرانه به تبليغ مي پردازندکه اگرقوای خارجی نباشند,وضعيت کشوربه حال سابق برميگرددوخانه جنگی وقتل وقتال به اوج خودميرسد. اين نوع تبليغات که ظاهرادرست ميباشدوبه نفع امپرياليست هاو ونوکران بومی شان تمام ميشوددرحقيقت سدراه پخش,نضج وقوام يک تفکرملی در سطح جامعه وپيوستن نيروهای ملی ووطن پرست ميگرددوبطورماهرانه دست وپای نيروهای ملی وضدامپرياليستی رامی بندد وبرتاريخ مبارزات آزاديخواهانه مردم افغانستان وآموزش ازآن خاک پاش مي کنند. رهبری ميرويس هوتکی درقيام مردم برعليه گرگين وقوای اشغالی دولت صفوی ايران درقندهار, آمدن انگليس هاوبرتخت سلطنت کابل نشاندن شاه شجاع سدوزائی و قيام مردم افغانستان تانابودی کامل قوای انگليس درطی دوجنگ افغان وانگليس , شاهکارهای درخشان وآموزنده ای تاريخی ميباشندکه مردم رادرس آزادی خواهی و مبارزه ميدهدکه هرباربرای نابودی وراندن اشغالگران کاروتلاش پرثمرصورت گرفته و به اين بهانه که جنگ داخلی وچند پارچگی مردم افغانستان بوجودمی آيد, برگرگين ها, مکناتن ها, شاه شجاع , ببرک وترکی تکيه نکردند.
اگربرضد”شوروی“ به جنگ وروياروئی نمی پرداختندوحاضربه دادن قربانی وبه جان خريدن مشکلات نمی شدندواين بهانه راکه امروزنوکران امريکائی پيش ميکشندکه خانه جنگی ميشودوجنگ وتباهی برجامعه سايه ی شوم خودرامی گستراندتاامروزهم بايدقوای اشغالگر”شوروی“ درافغانستان می بودندوافغانستان بحيث يکی ازجمهوريتهای ”شوروی“درميآمد. چه شدکه آنوقت برای جنگ عليه شوروی ودولت کودتاتبليغ ميشد به آيات وحديث ازحقانيت آن دفاع و تبليغ صورت ميگرفت وامروزکه به عوض ”شوروی“اشغالگر, نيروهای اشغالگرامريکائی وانگليسی,جرمنی وديگران آمده اندوجنگ و ويرانی حدی رانمی شناسدوهزاران انسان از صحنه های جنگ به کوچ اجباری مجبور ميشوندوقتل عامهاصورت ميگيرد باز هم برای مردم تبليغ ميشودکه شکربکشند واين حالت راقبول کنندورنه بازهم همان جنايت کاران به جان ومال شان می افتند.
بايد گفته شودکه اين جنايت کاران هر روزبه اين کاردست می زنندودردست نيرو های اشغالگرقراردارندچرابه عوض اينکه از قدرت دورشوندوبه محاکمه کشانده شوند برعکس برای شان مقام وعزت داده ميشود وبرای روزمباداکه ازآنهابه وجه احسن کار بگيرند, نگهداری ميشوند.
اشغالگران بامرتجعين ونيروهای ضدملی و ضدمردمی منافع مشترک تاريخی دارندو همين نيروهای ضدملی درهرکشوری که هستند پايه وستون چترامپرياليست هاراتشکيل داده وبه کمک يکديگرمی شتابند واين اشتراک منافع , همدلی واتحادشانرا در افغانستان به چشم سر مشاهده ميکنيم در حاليکه اکثريت مردم افغانستان ازظلم ,بيداد وجنگ خانمانسوزی که درجريان است به فغان رسيده وميگويند: ”ما درجهنم زندگی می نمائيم.“ بازهم از بودن قوای خارجی (اشغالگران) طرفداری صورت ميگيردوقوای متجاوزراناجی مردم افغانستان معرفی مي کنند. امپرياليست هاو مرتجعين داخلی به منافع مردم وکشورذرة اهميت نميدهند, می بينيم که جنايت کاران رژيم های سابق چطورازطرف دولت مزدور (به فرمان امريکا) موردعفووتفقدقرارگرفتند. دراين بخشش هابازهم جنايتکاران , جنايتکاران راموردعفو قراردادند.
جنايتکاران مردم بيگناه وکساني راکه از ظلم وستم بيزاربودندبه قتل رسانده اند. آنها کسانی بودندکه ذره , ذره ی وجودشان از امپرياليست هاومرتجعين نفرت داشت و حاضر نبودندکه نوکروبرده ی امپرياليست هاواشغالگران گردند. اشغالگران امريکائی بااين عمل خودبازهم انتقام خودراازانقلابيون ووطن پرستان ونيروهای ملی که نا جوان مردانه ازجانب نوکران حلقه بگوش شان به شهادت رسانده شده اند, ميگيرندوفاميلهائي راکه جگرگوشه های خودراازدست داده اند باغرورامپرياليستی , ريشخندوتوهين ميکنند.
مشکل بزرگی که امروزدربرابرجامعه ی افغانی وجودداردوتاحال حل نگرديده اين است که هردوجانب ؛يعنی کودتاچی هاو حاميان شان ونيروهای جهادی وحاميان شان هريک خودراغمخوارونمايندةمردم وکشور مي دانندوجانب مقابل راباصفاتی که با آنها جورميآيدمتصف ميسازندووقتی هم منافع شان ايجاب نمايد باهم يکجاميشوند. درحالي که هردونيروی شيطانی وضدمردمی بوده وتاحال باقی مانده اند, منافع اکثريت جامعة قربانی وپايمال شده رابه معامله ميگيرند و وجهه ی مشترک شان درقبال منافع اکثريت جامعه خائينانه و ظالمانه است وتا امروزدرخدمت اشغالگران قراردارندبرای حل وغلبه براين مشکل بايد برضدشان به يک جنگ فکری سراسری پرداخت, جنگی که مضمون اصلی آن طرد طرزفکرکودتائی که تکيه نگردن برمردم وخدمت گذاری شان به اجانب واشغالگران راتشکيل ميدهد, می باشد.
اگرازنظرسياسی به قضايای حل ناشده توجه نشودکه تاحالاکمتربه آن پرداخته شده,اين بحران تامدت هادامنگيرجامعة خواهدبودوتفرقه وجدائی که امپرياليست ها سخت درتلاش اندتوسط تبليغاتچي های مزدورخودبه آن ابديت دهند,برهمين حال باقی خواهدماندودستهای نابکارشروفساد امپرياليست های اشغالگرودولت مزدور کرزی ازسرجامعه که سخت درتلاش و خواهان مبارزه ومقاومت سرتاسری برای آزادی کشورو تأمين عدالت به نفع اکثريت هستند, کوتاه نخواهدگرديد.
اولسی جرگه او د بسنی فيصله
دوی مياشتی کيری چه د افغانستان د اولسی جرگی د اکثريت غرو له خوا يوه لايحه تصويب شوه چه يوه لس مادی لری . د دی لايحی نوم ئی ملی پخلاينه بللی او د تيرو درو لسيزو د سياسی حاکميت واکدارانو حخه په ” هيواد کی دوملی وحدت ته د رسيدو په منظور“ غواری چه , پوستنه ونه شی او د تعقيب او مجازات حخه معاف سی .
دا فيصله د افغانستان و مشرانو جرگی ته وراندی شوه او هلته هم و منل شوه اوهم د حنو ولاياتو ولايتی شوراگانو هغه ته ” د امن او سولی د راتلو په غرض “ په مثبت نظر کتلی دی . اوس چه اولسی جرگه او مشرانو جرگی هغه فيصله کره د رئيس جمهورفيصلی ته معطله ده چه هغه به ئی ومنی او که به ئی رد کری.
په افغانستان کی د ننه او په بهر کی افغانانو د اولسی جرگی دی فيصلی ته د قهر اوکرکی په وراندی کولو سره کلک حواب ويلی دی او د اولسی جرگی دا فيصله د ملی او بين المللی حقوقی معيارونو په خلاف بولی او غوستنه کوی (د رئيس جمهور کرزی حخه)چه دالايحه و نه منی او د حاکميت واکدارانو ته د دوی د جنايت او بشری ضد اعمالو د کرنی په خاطر جزاورکره سی او د يوی بين المللی محکمی غوستنه کوی چه جنگی مجرمين محاکمه کری .
ملل متحد او دبشری حقوقو نری واله ارگانونو هم دا فيصله د عدالت او انصاف حخه ليری بللی ده او د دی لايحی د منلو حخه بی زاره دی .
په افغانی مطبوعاتی شبکو کی پر دی موضوع باندی دير تاوده بحثونه سویدی , حی مخالف افغانان پر دی موضوع باندی د شرعی پلوه چه د حق الله او حق العبد تر عنوان لاندی مطرح کيری , بحث کوی او وائی چه په هيواد کی تيرو سياسی حاکميتونو حه خلق پرچم او ستم ملی يا مجاهدين او بيا طالبان , خلک وژلی , شکنجه کری , زندانی کری او په زور ئی د هيواد حخه شرلی دی , هيواد ئی خرابه کری دی , د خلکو شخصی شتمنی او بيت المال ئی لوت کری دی او په لکونو وطنوال ئی عيبی کری او دول دول جنسی تيری صورت نيولی دی اوهغه کسان چه د دی حاکميتونو له خوا تاوانی سوی دی , دا حق لری چه خپله فيصله وکری چه د دی جنايت کاره دولتونوعاملين غفوکوی که نه؟
خو نظريات مختلف دی او پيشنهادونه دير. هرحوک و خپل ديد اوشناخت په اندازه پر دی موضوع بحث کوی او خپل نظراوفيصله بيانوی . د تيرو سياسی حاکميتونو عاملين په شورا کی او تر شورا د باندی , آرام نه دی ناست د مظاهری په کولو , د تهديد او تخويف حخه په کار اخستلو سره په اصطلاح داسی سکاره کوی چه د کرزی د دولت سره مخالفت لری اوهغه ته اخطارونه ليری چه دالايحه بايد ومنی .
هغه کسان چه د دی لايحی مخالف وی توله ( ممکن استثناء وجود ولری ) رئيس
جمهور کرزی ته خواست کوی چه وا لايحه امضاء نه کری . خو پردی نه دی سلاسوی او له نظره ئی غورحوی ( حنی ئی قصدا او حنی ئی په نا پوهی سره ) چه کرزی حوک دی , د کرزی دولت حرنگه جورست لری او د تولنی د کومو دلو تپلو د گتو نمايندگی کوی او تر تولو مهمه دا ده چه کرزی او د هغه دولت د امريکی په مشری د اشغالگرو يو نماينده او مزدورو دولت دی او د دی دولت داخلی او خارجی سياست د دوی له خوا تاکل کيری .
امريکائی اشغالگرو خپله گته په دی کی وليدله او گوری چه د تيرو دولتونو مشران او د هغوی نظامی سياسی قوت د حان سره ملگری کری . د طالبانو د چپه کولو د پاره ئی دا کاروکر او همدغه جنايت کاران ئی حنگ ته کسينول په لويو جرگو , دولت او په پارلمان کی ئی مقام ورکر, د مخدره موادو په قاچاق کی ورسره شريک دی , او د کرزی د دولت د حمايت د پاره د دوی حخه کار اخلی او هغوی هم خپله حصه او برخه غواری او د دغه برخی د ويش پر سر کله کله زرگری جنگونه زور اخلی او عام اولس داسی فکرکوی چه د کرزی دولت د خپلو هم گته قوتونو سره مخالفت لری او داجنايتکارملگری ئی دی چه د پرمختگ مخه بند وی . خو هغسی چه مو وليکل د دوی تولو گتی او موقف د هيواد دخوارو او نيستمنو خلکو په وراندی يو شان دی .
هيواد وال پوهيری چه د امريکی په رهبری اشغالگران د تيرو کلنو په مقايسه د خلکو د بی زاری , کرکی او مقاومت سره مخامخ دی . د يوی خوا د نظامی عملياتو په نتيجه کی په زرهاو افغانان شهيدان او زخمیان کيری او دخپلو کورونو حخه شرل کيری او د بلی خوا د فقر او خواری اندازه دومره لوره ده چه د تولنی اکثريت حان په نس نه سی مرو لی او مجبور کيری د هيواد حخه بيرته ووحی همدا شان خلک د دولتی مامورينو د رشوت اخيستلو حخه بی زاره او په تنگ شويدی ( به تنگ آمد, به جنگ آمد) د غلاو او قتلونو ديريدل پر سحو باندی ناروا وی او فشارونه او حوان نسل ته د دولت د وعدو د نه پوره کولو , د دوی دپر حای غوستنو پمقابل کی د دولت د قهر او غصی حخه دک عکس العمل او نوری اجتماعی نابرابری تولنه د يوه بحران خواته وری او اشغالگران اومزدور دولت د يوی خوا خلک صبر او حوصلی ته دعوتوی او د بلی خوا ئی د نظامی قوت دير يدو ته ملاترلی او افغانستان ئی د اشغالگرو قوا و په قول اردو تبديل کری دی او هره ورح تازه دمه وحشی لسکری رمور پر مقدسه خاوره خپل مردار او ککر موجوديت ته زور ورکوی . د دی حالت په درک کولو سره جنايت کاره دلی , دولت او اشغالگران په بحران کی گوری او هغه حه چه امريکائی اشغالگرو ورکری ( پيسی دالرونه , چوکی , قصرونه) په هغه ندی قانع او غواری چه دعفوی او بخشش رسمی سند هم تر لاسه کری جنايت کاران د اشعالگرانو حخه ويره نه لری او وموويل چه دوی په هره معامله کی سره شريکان دی , خو د جنايت کارانو ويره د افغانستان او نری د خلکو حخه ده او دا خلک اوزهير سوی اولس خپل حق ته د رسيدلو د پاره دولت او اشغالگران تر فشارلاندی نيسی .
په دی حالاتو کی د جنايتکارانو مؤقف او د استفادی کولو موقع ده . خو وگورو چه په دی زرگری جنگ کی د امريکی اشغالگران غواری حه لاس ته راوری . رمور په نظر امريکائی اشعالگران په دی پوهيری چه افغانی تولنه د يوه بحران او سرکشی خواته په حرکت کی دی . په عراق کی امريکائی سياست ناکامه دی او د امريکائی اشغالگرو پسه سخنه بنده ده . امريکا د دی حالت حخه د نجات لپاره حان مجبوره احساسوی چه د فلسطين موضوع حل کری (د فلسطين د خلکو د خوسی پرته) . سوريه او ايران دی ته مجبوره کوی چه په عراق کی د امريکائی سياست طرفداری وکری او د لبنان په چاروکی لاس وهنه و نه کری او هم ايران د اتمی برنامی حخه پر شاسی . د عراق کنفرانس چه سوريه او ايران به هلته حضور لری او د بيکر- هاملتون د کميسيون د فيصلی په بنا چه بايد د سوريی او ايران سره خبری وسی , به امريکا قانع نه کری او د امريکائی هغه سياست مخه به بنده نه سی چه يو ” لوی منحنی ختيح “ غواری او منطقه به د دوی په نظر د حه وخت لپاره نا آرامه او په جگره کی وی او د وخت په تيريدو سره به اوضاع بيرته نورمال سی . د دی سياست پر بنا امريکا غواری چه په ايران کی لاس وهنه وکری او د ايران د دولت هغه دله ايسته کری چه د امريکا پمقابل کی مقاومت کوی .
امريکا د ايران د جامعی د سياسی بحران حخه هم با خبره دی او غواری چه په احتياط سره د دولت سره معامله وکری. يعنی داسی دله د حاکميت د دننه حخه قدرت ته ورسوی چه جامعه تکان ونه خوری او سياسی قدرت د خلکو لاس ته ونه لويری . د دی کار لپاره په اولين گام کی د افغانستان ثبات ته ضرورت لری . دا ثبات غواری د تازه دمه نظامی قواو ( چه د ايران پمقابل کی ذخيره کيری) د لسکرو او هم ” د کمکونو“ په ديرولو سره تأمين کری . د مبادا لپاره د جنايت کاره دلو د مشرانو حخه هم بايد استفاده وکری يعنی هم د افغانستان په دننه کی د حالاتو او هم د ايران د مسئلی په ارتباط د دوی د سر سپردگی او عبوديت د عهد او پيمان تجديد کوی , چه امريکا به دوی ته د عفوی او بخشش سند ورکوی او دوی به نظاره گرد اوضاع وی او په سياسی معاملاتو کی به دپخوا په شان امريکا ته بنده او غلام وی ترکمه حايه چه د ملی پخلاينی او د عفوی او بخشش د درام دواره خواوی بازيگران او د دوی چال اوچلند مو وپيژندی , مهمه پوستنه دا ده چه زمور د اولس رستينی او برحقه مؤقف به حنگه وی ؟ داپوشتنه حکه را پيداکيری چه دولت او جنايت کاران يوحای کارکوی او گدی گتی لری او د دوی هره فيصله د تولنی د اکثريت خلکو د غوستنی سره ولوکه په ظاهره په سايسته دول سره توجيه سی ( ملی وحدت او داسی نور) په تضاد کی دی .
حرنگه چه قدرت او واک په هيوادکی د امريکا په لاس کی دی او بين المللی محکمه په هالند کی هم د امريکا او پلويانو د ارادی او فرمان پرته معنی او مفهوم نلری که هرحوک هلته محاکمه کيری د امريکی او پلويانو د سياسی معاملی او گتو پر بنياد به وی . د يوگوسلاويا رئيس جمهورئی مر کر او اعلان ئی وکی چه هغه د زره د حملی له امله مرسو. د نازی جرمنی ترماتی ورسته د نورنبرگ محاکمه هم په نامه وه حو کسه جنرالان ئی مره او غرغره کرل او پاته کسان چه دير استخباراتی نظامی معلومات ورسره وه امريکا ته بو تلل او يا هم په جرمنی کی پر کار وگمارل سول , د جمهوری رياست مقام ته ورسيدل او د نوبل جايزه کی ورکره .
زمور په هيواد کی هم د مجاهدينو او خاد استخباراتی کارکونکی او شکنجه گران په امنيت ملی کی کارکوی او امريکائی اشغالگرو په خدمت کی دی . په لند دول سره ويلی سو چه د افغانستان خواراوقربانی اولس خپل دولت نه لری نو د جنايت کارانو محاکمه کول او عدالت غوستنه د مزدور دولت حخه بی مفهومه او بی حايه غوستنه ده . د خلکو حق هغه وخت په لاس ورحی ؛ يعنی حق وحقدار ته رسيری چه خلک اول حانته خپل دولت جور کری د خلکو دولت د حق او بازخواست غوستنه د جنايت کارانو او د دوی د حاميانو حخه کوی , د کرزی دولت يو امريکائی لاس يوحی او مزدور دولت دی او هرگام چه پورته کوی د امريکا او جنايت کارانو په خواست ئی پورته کوی نه د خلکو د عدالت او انصاف غوستنی په خاطر . همدغه مهمه موضوع ده چه د تولنی په سياسی چارو بوخت حزبونه او فعالين له نظره غورحوی او نتيجه لاس ته نه سی راوری د کرزی مزدور دولت د امريکی په مصلحت او په اصطلاح د ملی مصالحی او ملی وحدت ته ورسيدو په خاطر , جنايت کاران او د پخوانی رژيمونو د جنايت عاملين عفو کوی خو دا به د افغانستان خلکو ته د منلو ور نه وی .
شعله ای هادرگسترة زمان
قسم به شعلة جاويد اين جريدة خلق
که خون خصم به دريـای اين وطن ريزيم
علم تاريخ معرفی وتشريح مبارزات طبقاتی جوامع بشری ميباشد.
جوامع بشری ازبدوبه وجودآمدن زندگی اجتماعی وهمگانی بربنيادهمکاری بين باشندگان وساکنان آن دريک منطقةمعين استواربودبه اين معنی که همه کار ميکردند و همه ازمحصول کار همگانی خودبدون امتيازاستفاده مينمودند.انسانهادراين دوره ضرورت کنترول برمحصول وفرآورده های جمع آوری شده نداشتندازآنجائی که همه يکسان ومساوی وبه اندازةتوان خودبه کاراشتغال می ورزيدند,طرزتفکرسؤاستفاده ازکار ديگران وبرای خودنگهداشتن وديگران رامحروم کردن وجودنداشت لذاوجود دولت و ارگانهای آن که امروزآنراقضائيه , مقننه واجرائيه مينامند هم اضافی بودواحتياجی به آن نداشتند.
باگذشت زمان اين اوضاع تغييرمينمايد؛يعنی وقتيکه دربين همه جوامع استفاده ازکار ديگران,تکامل ابزارکاروبه اسارت درآوردن افرادقبايل ديگرکه سابقاآنهارانيست ونابود ميکردندوحالاديگرازنيروی کار شان به نفع خوداستفاده مينمودند,امتيازات در بين افراد جامعه رونماميگرددوبرخی دارای اين امتيازات ميگردندوديگران ازآن محروم ميشوند. کسانيکه دارای اين امتيازات ميباشندبرای حفظ جان ومنافع خود محافظين درست ميکنند.برای اينکه منافع خويش رابحق جلوه دهندبه قانون وقضااحساس ضرورت ميکنند ودرجمع بايددستگاهی می بودکه دربرابرمخالفين درجامعه ايستادگی ميکردچه به طور آرام ومسالمت آميزوياهم به وسيلة قهرواستعمال قوت آنهاراسرکوب نموده ومطيع خود مي ساخت .
ازاين بيان مؤجزخواننده به ضرورت ايجاددولت ودستگاههای عريض و طويل که باگذشت زمان وسپری شدن قرنهاوهزاره هاکه تاامروزرسيده وعصری ومدرن گرديده , پی می بردوبرصحت اين مطلب که جامعه اوليه ی انسانی بافروپاشيدن خودوايجاد تفاوتهائی بين افرادداراونادارجامعه به طبقات يعنی طبقه ی داراو نادارهاتقسيم گرديد و برای کسب وتوزيع ثروت که وسايل توليدو کار انسانی روال واهميت خاص خودرادراين پروسه دارد, ايجاددولت رابرجستگی می بخشد. در حقيقت وظيفه ی دولت اين است تا محصول وثروت بدست آمده از کساني که کارميکنندرادردست خودداشته باشد وآنرا طوری بين افراد جامعه تقسيم نمايدکه مصلحت ومنفعت اش آنراايجاب نمايد.در اينجا مفهوم ايجاب مصلحت ومنفعت خودنمائی ميکندودارای معنی به خصوص خودمی باشد .
وقتيکه اين رامی پذيريم که جامعه به طبقات تقسيم گرديده ؛ يعنی محرومان و ستمديدگان دريکطرف وداراهاوستمگران درطرف ديگر قرار دارندپس به اساس فعل و انفعالات وجريانات روزمره در داخل اجتماع مارا به اين واقعيت آگاه می سازدکه دولت بايد درخدمت توانگران وستمگران برضدستمکشان وناداران کارنمايد.
البته که کاردراينجاختم نمی شودهردولتی که برای اقليت ستمگرومفتخوار کار ميکند جبراضرورت احساس ميکندکه برای روپوش گذاشتن برکارنامه وظيفه ورسالت خودکه هماناحفظ منافع خودی وسرکوب مخالفين چه بصورت آرام ومسالمت آميزيعنی تحميق وياهم به طور قهری ميباشد,بيک سری کارهادست بزندکه مهمترين آن هاتبليغات است که مردم راتحميق کندوفريب دهدو آنها راازتفکرسالم بازدارد.يعنی فرهنگی که در جامعه از همين روابط اقتصادی وبرای حفظ همين مناسبات بکارگرفته ميشود دربخش های مختلف تبارزاتی مينمايدکه جهت فکری جامعه رابر منوال منافع همين اقليت نشانه ميگيرددولت اين وظيفه رااز طريق روشنفکران وابسته به خودانجام مي دهد.برای روشنفکران مزدورووابسته امکانات مساعدراازطريق رسانه های ارتباط جمعی شامل راديو, تلويزيون , انترنت و چاپ وپخش نشرات مساعدوآماده ميسازد وباچاشنی شعارهای کاذب وبه ظاهردلفريب جامعه مدنی,حقوق شهروندی, آزاديهای بشری رهائی زنان و...مردم را به پخش فرهنگ خودچنان سرگيچه وخمار می سازد که نتوانندراه وچارة اساسی بدبختی هاو ظلم وستمی که برآنهاصورت ميگيرد را بفهمند.
درقطارروشنفکران يک عده ازآنهابه حيث محقق,نويسنده,تاريخ نويس واکادميسين به خلق آثاری ميپردازندکه نام آنراتاريخ می گذارند. اماتاريخ نويسی دربين افغانها ازدو دهه به اين طرف رونق يافته وتاريخ نويسان جهادی,بعداپس ازفروپاشی دولت ”خلقی“ - پرچمی - ستمی هادرافغانستان وفرارآنهابه سوی غرب.کادرهای بالای حزبی ودولتی خاطرات دوران فعاليت سياسی خودرابه نام تاريخ عرضه ميکنندکه يکجانبه گری , دفاع ازتجاوزوکودتا,مقصردانستن غرب درحوادث افغانستان وسرزنش وافشأگری فرکسيون ها وجناحهای رقيب حزب ”خلق“ ووطن درآن باتفأوت های کم وناچيزبيان شده است .
تاريخ نويسان کودتاچی بدون اينکه برماية فکری خودچيزی افزوده باشندوخودرااز نو آموزش دهنددرچوکات همان انديشه های زوال يافته,تغذيه ی فکری ميکنند و بدون اينکه به علت العلل ناکامی هاو شکست های خودپی ببرندخودراقربانی حوادث جنگ سردميدانندومی کوشندخود رااز مسئوليت سنگين کشتاروجناياتی که مرتکب شده اندبا ارائه ی همچوعذروبهانه هاخلاص کنند.
طوريکه دربالاتذکرداده شدتاريخ بيان مبارزات طبقاتی درجامعه ميباشد. کسانيکه تاريخ می نويسندچه دريک طرف معين قراردارندوياخودرابيطرف ميدانند(که نا ممکن است) بايدبه خواننده تفهيم نمايند و سبب بوجودآوردن حالتی برای خواننده گردندکه جامعه رادرکل باهمه احاد, زوايا وترکيب های آن شناسائی کندودرمسير رويدادهاووقايع نه اينکه درحاشيه قرار بگيرد, بلکه خـودرابه صورت احساسی هم که باشددرآن دخيل بدانـدوحقايق راطوري به وقوع پيوسته , تحويل بگيرد .
کاری راکه وقايع نگاران وتاريخ نويسان دراين دودهه ازقلم انداخته اندوياتحريف نموده اند,مقام وجايگاه” شعلةجاويد“ يا شعله ای هادرتاريخ مبارزات زياده ازچـهار دهه درافغانستان می باشد.
سازمان جوانان مترقی درسال 1344 تأسيس گرديدو” شعلةجاويد“نام نشرية هفتگی همين سازمان مخفی بودکه در بهار سال 1347ش درکابل برای 11هفته پخش گرديدوبتاريخ 25 جوزای همان سال ازطرف دولت ظاهرشاه مصادره گرديد. شعله ای ها مظاهره ای راکه به طرفداری از کارگران فابريکة جنگلک براه انداخته بودند وازطرف پوليس موردحمله وضرب وشتم قرارگرفت درنتيجه يکتعدادازشرکت کنندگان اين تظاهرات زندانی وبه حبس های 7 تا13 سال محکوم شدندونشريه ی ” شعلةجاويد “ راازدست دادند.
جريان ازاين قراربودکه کارگران جنگلک درکابل برای خواسته های متعددخودازجمله حق ساختن اتحادية کارگری , برای چند هفته دست به اعتصاب زدندوبه تظاهرات خيابانی پرداختند. دولت ظاهرشاه - که تاريخ نويسان آن سال هارابنام دهه ی دموکراسی وقانون اساسی می نامند- , با سرکوب تظاهرات کارگران يک تعدادشان رازندانی وتعدادزيادشان رابی کار ساخت.
شعله ای هابرای پشتيبانی ازخواست برحق کارگران وبرای رهائی کارگران زندانی درشهرکابل به تظاهرات پرداختند. شام پنجشنبه 23 جوزا دربرابردفترنشراتی ”شعلةجاويد“درجادة ميونديکتن ازسخنرانان بنام انجنيرعثمان که ختم تظاهرات همان روزرااعلان نمود, به دولت اخطارکردکه اگرکارگران زندانی رها نگردندروزشنبه به تظاهرات خودادامه مي دهيم وکارگران رابه زور رهاميکنيم . دولت ظاهرشاه کارگران زندانی رارهانساخت وروز شنبه شعله ای ها درجاده ی ميونددست به تظاهرات زدندو می خواستندازراه سينما پاميربه طرف پارک زرنگاربه حرکت خودادامه دهند. پوليس با آمادگی کامل در برابرصفوف شعله ای ها موانع را ايجادوآنهارامحاصره نموده ولحظه به لحظه حلقه ی محاصره را تنگتر نمودو برای يک برخوردبه تحريک و پروکاسيون پرداخت ودرنتيجه باوارد آوردن ضربت به کوتک کاری تظاهرکنندگان پرداخته تعداد زيادی ازآنهارا زندانی ساخت ونشريه ی ” شعلةجاويد“ که قراربودشماره ی 12 آن از چاپ برآيد,از نشر بازماند.
دولت ظاهرشاه شعله ای هائی راکه دستگيرنموده بودبه جرم برگزاری تظاهرات از7 تا 13 سال قيد نمود.
داکتررحيم محمودی,داکترهادی محمودی, عظيم محمودی,انجنيرعثمان,عين العلی بنياد,مضطرب باختری (اسحق نگارگر) وديگران ازجمله کسانی بودندکه در” دهه قانون اساسی“ درزندان دهمزنگ پشت ميله های زندان قرارگرفتند.
يادآوری بايدگرددکه اين اولين زندانيهای شعله ای نبوده ودرجريان سالهای 1347تا 1351ش دولت ظاهرشاه بارهاچهره و ماهيت” دموکراسی“ و” قانون اساسی“ رابا تهديد, ضرب وشتم وزندانی نمودن رهروان ” شعلة جاويد“ ومحروم نمودن شان ازادامة تحصيل وکارو وظيفه , دردستور روز قرارداد وقانون که به دفاع ازاستبدادسلطنتی نافذ بود, خودنمائی ميکرد.
دولت جمهوری داؤدخان به همکاری جناح پرچم وخلق وپشتيبانی سوسيال امپرياليسم شوروی دوره ی سياه ديگری از تاريخ افغانستان ميباشدوسيستم پوليسی و خبرچينی,نيروهای سياسی مخالف رابا تخويف وتهديدبی مثال زيرنظرگرفته وبرای هرعنصرمخالف دولت دردناکترين آينده متوجه بودواين عمل کاررايج بود.
اوج يورش برنيروهای شعله ای ازطرف کودتاچی های ”خلق“ وپرچم وستم ملی با آغاز کودتای هفت ثور1357کاری راکه دولت ظاهرشاه آغازگرآن بودوداؤدخان آن را پاسداری نمود,می باشدواحزاب اسلامی به حمايت استخبارات انگلستان,امريکا وISI چه درزمان موجوديت خوددرپاکستان و ايران و ياهم بعدازآن درزمان حاکميت شان در افغانستان وبعدطالبان تاامروزکه افغانستان مجددااشغال گرديده,شعله ای هاراموردکين ونفرت , قرارداده ومی دهند.
يادآوری بايدکردکه شعله ای هادارای يک سازمان, حزب وايدئولوژی واحدی نبودند ودرشروع اولين انشعاب آن درسال 1348 که ازآن ”پس منظری ها“برهبری انجنيرعثمان ومضطرب باختری حالا (نگارگر),جداشدندوازطرف مجيدآغا (مشهوربه کلکانی) که بعدهارهبرساماشدوبه شهادت رسيد, حمايت گرديد. گروه هاو محافل متعددباداشتن ايدئولوژی هايی متفاوت عرض وجودنموده وفعاليت نمودند و درعرصه ی مبارزاتی بادولتهای حاکم در وقت خودتلفات سهمگين ومدهشی رامتقبل گرديدند. ازآنجائی که گردانندگان وفعالين اين سازمانهاوتشکيلات آنهائی بودندکه ازبد برآمدن ”شعلةجاويد“درسال 1347 ش ويا هم پيشترازآن , اعضأ سازمان جوانان مترقی
بودنددرجامعه بنام شعله ای يادميگردند.
مناسبت دوم نافهمی سياسی وياهم نفرت وکينه ی حلقات وحاکميت های سياسی در افغانستان بوده واست که هرعنصرمخالف بادولت امروزی راکه هويت سياسی جهادی يا”خلقی“ - پرچمی - ستمی نداشته باشد, بنام شعله ای يادمی کنند. يکتعداداشخاصی که امروزبادولت مزدورکرزی ونيروهای اشغالگر به رهبری امريکاکارميکنندوتامقام وزيرو رئيس رسيده اند, زمانی هم شعله ای بودندوبعداباسازمانهای مثلاساماورهائی پيوستند. رهبری اين دوسازمان به کودتاها روی آوردند وباسازمانهای استخباراتی بين المللی ومنطقه روابط برقرارنمودند وساما با خادبه امضای پروتوکول مبادرت ورزيده باپول وسلاح خادحمايت ميشد. آنهامؤيد سياست چين بعدازمائوتسه دون بودندوبا آن که سابقه ی سياه دارندازطرف حلقات و نيرو های معين ومشخص بنام شعله ای ياد شده وميشوند. مهم اينست که اين افراد واشخاص عملادرخدمت اشغال گران در آمده اند وشعله ای های اصيل و راستين به اين کارومسلک ننگين وذلت بار, تن نداده اند, زندان وشکنجه وکشته شدن درراه منافع مردم وحيثيت واعتبار کشور خودکه همانااستقلال وآزادی افغانستان ميباشد را متقبل شدندوتسليم نگرديدند. استقامت و پايداری شان درمقابل شکنجه گران رژيم های مختلف,الهام بخش مبارزانی استکه بر ضداشغال وتجاوزمی رزمندوبرای مستقر شدن حاکميت سياسی اکثريت جامعه که قربانی بی عدالتی اند, تلاش می ورزند.
ازجانب ديگراين افرادچه به صورت سازمانی يافردی به آوازبلنداعتراف می کنندکه پايبندايدئولوژی وراه سابق خود نيستند ولی بازهم بنام شعله ای که همکار ومؤيددولت مزدوراند,يادميشوند.آنها مي خواهندبااين کارخودبه اصالت راه شعله ای ها, به رسالتی که دربرابرمردم زحمتکش و تاريخ خودداشته ودارند, خدشه وارد کنند ودربين اذهان عامه طبق ميل خودآنهارابی اعتبارسازند.
شعله ای های معتقدبه اصول مبارزاتی خود ( قسم به شعلة جاويد اين جريدة خلق که خون خصم به دريای اين وطن ريزيم ) که دربرابراستبدادوسلطنت مطلقه ی ظاهر شاه بامردم زحمتکش وستمديده ی خود عهد وپيمان انقلابی بستندوجايگاه خودرا همگام بامبارزات مردم قهرمان کشوروجهان تشخيص کردند, پيوسته به پيش رفتندبا آنکه دشمن قوی,مکاروحيله گربوده واست ؛ ولی آفتاب حقيقت ازپرتوافگنی بازنمی ماندوخلاف آنچه تاريخ نويسان مغرض وکوردل, می نويسند, برحقانيت شان خدشه ای واردنمی شود.
تبليغات چی هـــای مـغرض وبی خردان سياسی که ياران نيمه راه , سازشکار وافراد سست عنصرراشعله ای می نامند بايد بدانندکه حافظه ی تاريخ کندونادقيق نيست که سياه راسفيدنمايد. زرين نامه ی تاريخ بدون تعصب حقايق رادرخودثبت نموده و بدون پروا و خوف ازجباران وستمگاران تاريخ رابه پيشگاه قضاوت همگانی قرار ميدهدتافهميده شودکه برسرمنافع مردم افغانستان چه کسان ونيروهائی معامله نموده اندوچطوروجدان خودرابرای مقام وچوکی فروخته وخودراذليل وبی مايه ساختند.
اضافه بايدنمودکه شعله ای هاچه درسابق وياهــم امـــروزجزئی ازمردم خودبوده و هستند وبدون مردم خودبه زندگی , تلاش ومبارزه ادامه داده نمی توانند. همانطورکه ماهی بدون آب زندگی کرده نمی تواند و بدون درياحرکت وجنبش برايش ميسر نيست,آنهائيکه درراه منافع مردم خويش از عهدوپيمان نگذشتندوخودرابرای آرمان های والاوشريف انسانی قربانی نمودند,شايسته ی آنست که نسل امروزی شعله هابدون هراس ازموانع ودشواری هابامردم خود باشندوبی پرواازستمگران برای مردم کشور خودشرايطی رابوجودآورندکه بتوانند با آگاهی طبقاتی وانديشه ی رهائی بخش بر سرنوشت ومقدرات خويش رسيدگی نمايند ودست زورمندان واشغالگران راازسر خود کوتاه نمايند.
اين است وظيفه ی بزرگی که درپيش پای شعله ای هاازروزاول قرارداشته وتمامی مرتجعين وخدمتگذاران نظامهای فاسدو ضد بشری برآن چشم بسته اند.آخرين تلاش شان اين بوده تاازشعله ای هابه گونه ی ديگريادکنندوياهم باسکوت ازکنارشان گذشته تاتوانسته باشنددرقسمت بيان رويدادهای تاريخی چنددهه ی اخيرکه بانام شعله ی هاعجين شده است به جعل و تحريف مبادرت ورزيده وبه حيث تاريخ نويسان وواقعه نگاران خدمتگذارشاهان مستبدونيروهای متجاوزواشغالگرونوکران بومی شان که اضافه ازچنددهه برسرنوشت مردم کشورماحاکم اند,عرض اندام نمايند.
مصاحبه باآقای آوين ال کالمی
نمايندة جبهة ضد امپر يا ليستي و وطنپرستا نه عراق
خبرنگار : امپريا ليزم امريکا به رهبري بوش ميخوا هدباافزايش عسا کر امريکائي (153500 ) نفرجبهة مقاومت ضدامپرياليستي را درعراق سرکوب و نا بود نما يد وحالت امنيتي فعلا درعراق درچه حالت است ؟
آقاي اوين : امپرياليزم امريکا برهبري بوش اين پلانش راازشروع فبروري سال (2007) آغازوپياده مينمايد،برعکس تلاش هاي امپرياليزم امريکاوقواي ناتوجبهة مقاومت ملي درعراق شدت پيدانموده است وازماه فبروري امسال تاحال 6 هليکوپترقواي ناتوسقوط داده شده است همزمان عساکر اشغالگرامريکائي وانگليسي دريک قسمت ازشهربزورباتانکهاوهيليکوپترها40 خانه راباساکنين آن بخاک يکسان کردندجبهةمقاومت ضدامپرياليستي به کمک ومعاونت مردم اين منطقه رسيده وافرادزخمي رابه شفاخانه انتقال دادند .
خبرنگار: بوش وقواي ناتووانمودمي سازندکه باافزايش عساکرخويش جبهة مقاومت ضدامپرياليستي مردم عراق راسرکوب وحاکميت خودرادرعراق تامين خواهندکرد؟
آقاي اوين : اين خصلت امپرياليست هااست که هميشه دروغ ميگويند. تاآرامي هاي دسته جمعي،قتل وقتال مردم عادي نه ازطرف مردم عراق وجبهة مقاومت ضدامپرياليستي،بلکه توسط عساکرامريکايي، انگليسي وسازمان هاي جاسوسي عراق،اسرائيل وايران قصداًدامن زده ميشودتاجنبش ضدامپرياليستي وضدتجاوزرامهرتروريستي،انسان کشي وبرادرکشي تبليغ نمايد.اين واقعيت رامردم عراق مي دانندکه در عقب اين حرکات وقتل وقتال هاعساکرامريکائي و سازمان جاسوسي سياه رول عمده راايفأمينمايد.جبهةمقاومت ضدامپرياليستي ازپشتيباني عميق مردم عراق برخورداربوده ومشترکاًبامردم عراق براي بدست آوردن عراق مستقل،آزادودموکراتيک مبارزه نموده ومبارزةمسلحانة خودراتابيرون راندن عساکراشغالگرادامه خواهندداد.اين اصل خواست ماومردم عراق ميباشد.کشورهمسايه ايران وکشورهاي اما رات عربي جمعأنيروهاي وابستة خويش رادرعراق باهمکاري امپرياليزم امريکاکمک ومعاونت مينمايد.
خبرنگار: نظرشمادرقسمت تهديدوحملة نظامي امريکابالاي خاک ايران چيست؟
آقاي آوين: رژيم آخوندي ايران تلاش داردوهم تلاش ميکندتادرمسائل داخلي عراق باپشتيباني ازجناح ارتجاعي شيعه مذهب نقشي راايفاء نمايد وازحرکت نيروهاي ضدامپرياليستي عراق به نفع خويش استفاده نمايد.ازطرف ديگرامپرياليزم امريکاتوانمندي اقتصادی ونظامي حمله بخاک ايران راندارد زيراپرابلمهاي امريکادرعراق وافغانستان آنقدرشدت پيداکرده که وي رامجبوربترک خاک عراق وافغانستان خواهدکرد .
خبرنگار: چه نيروهاي درجبهة مقاومت ضدامپرياليستي مهم هستند ؟
آقاي آوين : اين جبهة مقاومت وضدجنگ امپرياليستي ازمردم عراق ونيروهاي مختلف سياسي ضدامپرياليستي تشکيل گرديده اين نادرست است که بگويم اين نيروهاوحدت واحددارنداماجبهة مقاومت يک هدف واحددارد.وآن اين است که ضدتجاوزامپرياليزم امريکا مبارزة مسلحانه نموده ووي راواداربه ترک خاک عراق نمايد.جبهة مقاومت يک جبهةدموکراتيک وآزاديبخش ميباشد, نه يک جبهةاسلامی ومابه اين نظرهستيم که احزاب اسلامی شيعه وسنی نمی توانندراه حل دموکراتيک راعليه تجاوزبه پيش ببرند.مردم عراق ازجنگ عراق وايران درسال های80 تجربه ی کافی دارندوخواهان ايجاديک جامعه ی دمکراتيک وانسانی درغراق می باشند.
امپرياليزم امريکاوقوای ناتومردم جهان رادرعراق ازخطراسلاميست هاوتفرقه بين احزاب اسلامی شيعه وسنی درواهمه وترس قرارداده اندتااهداف تجاوزی خودرادرخاک عراق پياده نمايند. تابعدازشکست امپرياليزم امريکادرعراق احزاب اسلامی فعاليت داشته باشند, چون ايشان ازپشتيبانی اکثريت مردم عراق برخوردارنيستندومردم عراق آنهارادرآينده عراق انتخاب نخواهند نمود, زيرااين احزاب ازلحاظ تاريخی درعراق نقشی راايفأنخواهندکرد.
نوت : اين مصاحبه توسط نماينده ی نيروهای ضدامپرياليستی وضدتجاوزی آلمانی بتاريخ 22 فبروری صورت گرفته وتوسط يکتن ازاعضأ سازمان به زبان دری ترجمه شده است .
گزارش مختصرازتظاهرات
کارزارزنان 8 مارچ درشهردن هاگ هالند
ساعت دوازده چاشت روز پنجشنبه 8 مارچ راهپيمائي باشکوهی ازميدان مرکزي”مالي فلد“دن هاگ آغاز گرديد.دراين راهپيمائي بيش از600 نفراززنان ومردان از کشورهاي مختلف جهان شرکت نموده بودند
شعارهائي که به روي آنهاعناوين مختلف دررهائي زنان,مرگ برجمهوري اسلامي ومرگ بر امريکابه زبانهاي هالندي,انگليسي وفارسي نگاشته شده بود.توسط منسوبين احزاب وسازمانهای شرکت کننده حمل مي شد. درشعارهواداران ”حزب کمونيست (مائويست) افغانستان اين عنوان به زبان انگليسي نگاشته شده بود :” اشغال امپرياليستی افغانستان,ستم برزنان را بيشترساحته است! “
درپيشاپيش صفوف تظاهرکنندگان زني با چادرسياه ونقاب سفيدزنجيربه گردن حرکت ميکردوبااين کارش چهرة گريه نظامهای ستمگروزورگوی رابه تصوير ميکشيد .
درمقابل سفارت آمريکا که درپيشروی آن چهرة مسخ شده ی مجسمة آزادی ؛ قرارداشت , جريان توقف نموده وپيام کارزارتوسط سخنگوی آن به زبان انگليسی باصدای پرطنين قرائت گرديد وی تأکيد نمود که ما درمقابل هرگونه تجاوز امپرياليستي به ايران، لحظه اي دست از مبارزه نخواهيم کشيدوتظاهر کنندگان به زبان انگليسي شعارهاي مرگ بر امپرياليسم آمريکا،دست امپريالسيم ازخاورميانه کوتاه , دست امپرياليسم از ايران کوتاه باد,نه به جنگ نه به تحريم، مرگ برامپرياليسم. رابا صدای بلندسرميدادند.سپس تظاهرات موجوار به پيش رفته وازجادة مقابل محکمة بين المللی لاهه, باشعارهاي کوبينده گذشته وبه سوي سفارت ايران, روانه شدند.
درطول راه طبالان هالندي برطبل هايشان بلاوقفه مي نواختندوبه وجدوشورراهپيمايان مي افزودندوازتريبون کارزارشعارهاي کوبنده ي ضدامپرياليستي ضدامريکائي .ضد نظام زن ستيزجمهوري اسلامی فضاراپر نموده بود.جريان همچون آتشفشاني مي خروشيدوبه پيش مي رفت .در مسير تظاهرات اعلاميه هايي بزبان هالندي پخش مي شد و عابرين پياده باتکان دادن دست اعلان همبستگي مي کردند.
درتمام طول تظاهرات عده ی زيادی ازخبرنگاران و فيلمبرداران مطبوعات بچشم مي خوردند که لحظه ی آزام نداشتندودر حال تهيه خبر و مصاحبه با تظاهرات کنندگان بودند.
جريان درروبروي سفارت جمهوري اسلامي توقف نمودوسرودکارزار که اثري بي نظيرازشاعر انقلابي مينا اسدي وآهنگ محمد شمس با صداي گيسو شاکري است, براي چندمين بارپخش گرديد و جمعيت همصدا با آواز خوان اين سرود راخواندند.
دربرنامه سخنراني،سخنرانان ازکشورهاي مختلف به دفاع ازمبارزات زنان ايران و افغانستان پرداختندوبه همبستگي بين المللي درتمامي عرصه هاي مبارزاتي تأکيد ورزيدند.
سخنرانان گردهم آئی اين هابودند:
آنياسولن از حزب سوسياليست هلند,نماينده پلاتفرم ضد جنگ هلند,مونيکا گاردنر از رهبران ام- ال- چي دسي و از رهبران جنبش زنان در آلمان , ايلام از فدراسيون کارگري ترکيه, ليلا پرنيان از کارزار زنان ايران, پينا از فدراسيون زنان آزاد,مينا اسدي شاعر مبارز تبعيدي,وجيهه از افغانستان,جانا از سازمان کارگران و دانشجويان ترکيه, ان لناردز مسئول بخش زنان حزب کمونيست بلژيک
درفاصله سخنراني ها تعدادي از پيامهاي دريافتي خوانده شد. پيام جمعي از زنان سازمانده فعاليت 8 مارس در ايران و پيام فعالين زنان حوزه بنفشه از شهر سقز و اربيل با ابراز احساسات شور انگيز جمعيت روبرو شد.
در ختم برنامه، قعطنامه کارزار زنان قرائت گرديد ( متن کامل آن اينست) :
”روز 8 مارس نماد حضورزن آگاه، مداخلهگرومعترض درتعيين سرنوشت خودو نيز سمبل همبستگي و مبارزه زنان عليه کليه اشکال ستم و استثمار مبتني برجنسيت درعرصه جهاني است. به همين منظور ما شرکت کنندگان دراين مکان گردهم آمدهايم تا پژواک فرياد ميليونها زن تحت ستم نظام سرکوبگر قرون وسطايي جمهوري اسلامي را از يک سو و نيز صداي اعتراض صدهاهزارزن آواره درپي جنگ تجاوزگرانة امپرياليستهاي مدعي حقوق بشردرعراق و افغانستان ازسوي ديگر،ودر شرايط بسيارحساس و بحراني موجود در منطقه خاورميانه ودرسطح بين المللي باشيم.
شرايطي که منطقه خاورميانه درراستاي نظم نوين جهاني راه حلهاي تجاوزگرانه و جنگ طلبانه رابيش ازپيش براي تجاوز گران تقويت ميکند. شرايطي که نظام جمهوري اسلامي مي کوشد تا با دامن زدن به آن پايههاي لرزان وسست بقاي خود رامستحکم کند.
ما دراينجا گردآمدهايم تا فرياد برآوريم؛
28 سال حاکميت نظام جمهوري اسلامي دستاوردي جز آسيبهاي اجتماعي گسترده و گوناگون از قبيل فقرمطلق و عمومي، بيکاري، اعتياد، ايدز، تن فروشي، خودسوزي، سنگسار، قتل هاي ناموسي و تباهي ارزشهاي والاي انساني نداشته است. دستاورد جمهوري اسلامي سرکوب، شکنجه، تجاوز و اعدام زنان بويژه در سالهاي دهه 1360 بوده است. ياد آن عزيزان گرامي باد.
ما در اينجا گردآمدهايم تا فرياد بزنيم؛ ريشهکنشدن چنين نابسامانيهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي درگرو سرنگوني نظام ارتجاعي جمهوري اسلامي است.
ما دراينجا جمع شدهايم تا فريادبرآوريم؛ بخش راديکال جنبش زنان همراه با ساير نيروهاي مترقي و آزاديخواه در راه ساختن قطب سوم هستيم. ما نه تنها مخالف جنگ هستيم بلکه هرنوع تحريم،وياانقلاب مخملي،وياهرگونه دخالتهاي نيروهاي متجاوزامپرياليستها به ويژه امپرياليسم امريکا را محکوم کرده و با تمام نيروي خود درمقابل آن ايستادگي خواهيم کرد.
گردهم آمدهايم تا اعلام کنيم؛ خواهان حق سفر، حق طلاق، حق انتخاب پوشش، حق کنترل بر بدن، آزادي سقط جنين، دستمزد برابردر قبال کاربرابر، بيمه بيکاري براي کليه افراد درسن اشتغال، حق تشکل آزاد، و برابري در کليه عرصههاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي هستيم. ما خواهان حق پناهندگي بدون قيد و شرط براي زنان مهاجر بويژه از کشورهاي تحت حکومت اسلام به دلايل جنسيتي شان هستيم، و در يک کلام، خواهان رهايي زن و رهايي انسان هستيم.
مي خواهيم فرياد بزنيم که براي رهايي و دستيابي به مطالباتمان درپي خلق جهاني ديگرهستيم؛ جهاني که در آن از فقر، گرسنگي، اعتياد، تن فروشي، سنگسار، حجاب، ستم جنسي، تبعيض و استثمار نشاني نباشد. جهاني که مناسبات مبتني برعشق و احترام متقابل جايگزين مناسبات بورژوايي حاکم گردد. ما ايمان داريم که تحقق وماديت بخشيدن به چنين جهاني با توجه به سطح رشد بالاي تکنولوژي و منابع موجود درجهان بيش از هر زمان ديگر فراهم است.
ما گردهم آمدهايم تا بگوييم براي خلق
چنين جهاني به جنبش اجتماعي و فراگير زنان نياز داريم. جنبشي که بازتابگر مطالبات پايههاي وسيع آن يعني زنان کارگر و اقشارفرودست باشد. ازاينرو به ضرورت همبستگي و پيوند با کليه جنبشهاي اجتماعي بويژه پيوند با جنبش کارگري معتقديم. چرا که جنبش زنان و جنبش کارگري متحد استراتژيک يکديگر براي پيشروي بسوي آيندهاي عاري از هر گونه ستم و استثمار طبقاتي و جنسيتي هستند. براي تحکيم و تقويت اين اتحاد جنبش زنان نه فقط بايد تلاش کند مبارزات عادلانه طبقه کارگررا ياري دهد، بلکه بايد به مبارزهاي جدي عليه ديدگاههاي مردسالارانه در صفوف اين طبقه دامنزند.
ما تعرض جمهوري اسلامي به فعالين جنبش زنان در ايران را محکوم مي کنيم و خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط همگي آنان هستيم.
ما در حمايت کارگران ايرباس در آلمان، از همه شما عزيزان مي خواهيم که در اعتصاب سراسري آنان شرکت کنيم.
و يک بار ديگر فرياد ميزنيم؛نه به جمهوري اسلامي , نه به امپرياليزم ,خلق جهان ديگري ممکن است.“
در پايان حضار به شرکت در جشن کارزار فرا خوانده شدند.
جشن کارزاربابرنامه "رقص آزادي" ميترا آغاز شدوبا شعرهاي زيباي، زيباکرباسي ادامه يافت. سپس ويدا آوازخوان مقيم هلند ترانه اجراکردکه ترانه هاي سراومد زمستون،زده شعله در چمن,خاطرات زيادی رادرذهن حاضران زنده کرد.سپس موسيقي آذري اجراشد،درادامه برنامه گيسو شاکري با ترانه هاي دلنشين، بويژه "دايه دايه وقت جنگه " شوروشوق زيادي به حضار بخشيد.اين برنامه بعدازخوانده شدن پيام ها , به پايان رسيد
کل مرغان
ای ملت افغان مده , دردست غيرتدبير را
درخواب غفلت تابکی , برکس منه تقصيررا
دانی که هروابستگی, باشدبسان بندگی
ايکاش بينی درزندگی , هرحلقه ی زنجيررا
کی صلح وآرامش بود, آن مردم گرسنه را
گريه کنندچون طفلکان, مادربدهدشيررا
اين دشمنان دوست نما,پروازکنندبرخاک ما
چون کلمرغان هم ازهوا, يافتندمگرنخجيررا
درخدمت بيگانگان , هررنگ که ميخواهنددهند
کی مي تواندبوی دهد, نقاش گل تصويررا
گرکسب قدرت ميکنند,به زوروزردشمنان
عبرت گيرندازديگران ,بازنام برندتقديررا
مابرضدبيگانه نيستيم , ماهم پروانه نيستيم
هرکس بمادشمن شود,سويش فگنيم تيررا
بنگر(امانت) دشمنان ,درکشورافغان چسان
بهرفريب اين وآن , بکاربرندتزويررا
آلمان 25- اکتبر2006
به پاخيزيدومبارزه بخاطرعدالت اجتماعی راادامه دهيد
نوشته : بيرق سرخ (Rote Fane) * ترجمه : (ح - ک ) 21 جولای 2006
آقای ”ماميا ابوجمال“ ژورناليست 54 ساله ازسال1982تاحال درسلول مرگ درامريکازندانی ميباشد.وی درسن14سالگی عضويت انجمن دموکراتيک دفاع ازحقوق انسانهای تحت ستم ومبارزه عليه راسيسم راحاصل نمودودرسالهای1970-1981هميشه تخت تعقيب ومراقبت FBI قرارداشت .
درسال 1982وی راظاهرابخاطرقتل يک پوليس زندانی نمودندوتاحال مقامات پوليس و FBIقاتل بودن وی راثابت کرده نتوانسته اند. آنها وی رابخاطره ايده وآرمانهای والای انسانی اش وبخاطرمبارزه اش عليه راسيسم و سيستم غيرانسانی نسبت به سياه پوستان امريکائی وبالاخره به خاطرمقاومتش,محکوم به زندان نمودندوازمدت 24 سال بدون محاکمه منتظرتعيين سرنوشت خودميباشد.
آقای جمال مدت 24 سال قبل دريکی ازراديوهای محلی درنواحی نيويارک امريکابحيث راپورترسياسی ايفاء وظيفه می نمودونابسامانی های جامعه اشراکه درآن حقوق اکثريت انسانهاپايمال ميشود, ازطريق برنامه های راديوئی افشأمی نمود. FBIاززمان دستگيری وی تابه حال 800 سندرابخاطر محکوميت وی ترتيب داده است.
بتاريخ 23جون 2006 ژورناليست های بشردوست امريکاازشهرهای نيويارک , نيوجرسی,نارت کارل وينا وفلادلفيا درشهرهارلم يکی ازنواحی نيويارک , بخاطردفاع ازحقوق آقای جمال جلسة دائر کرده وخواستاررهائی فوری وی از مقامات امريکائی گرديدند.
اين جلسه به ابتکارانسانهای آزاده دردفاع ازحقوق انسانهای تحت ستم ومبارز, عليه راسيسم امپرياليزم امريکاترتيب داده شده بود. دفاع ازآقای جمال موردتأئيدوپشتيبانی اکثريت انسانهای آزاديخواه حتی خارج از امريکانيزقرارگرفت , درشهرپاريس فرانسه يکی ازجاده هارابنام وی نامگزاری نموده اند
يکی ازشرکت کنندگان اين جلسه ابراز نمودکه آقای جمال ديوارسکوت راشکستاند, وبی عدالتی رژيم امپرياليستی امريکاونقش وی رابمثابة پوليس جهانی جنگ افروز وقاتل خلق های افغانستان,عراق وديگرنقاط جهان,افشأنمود,خانمی اظهارداشت,بايدتمام انسانهای جهان آزادی دموکراتيک وحقوق انسانی داشته باشند. ضمنادراين نشست ليستی ازامريکائيان سياه پوست راکه توسط رژيم امريکابه قتل رسيده اندويااينکه تاحال درزندان درحالت بی سرنوشتی به سرمی برند, به مجلس ارائه نمود. مردم سياه پوست امريکاامروزعميقا زيرسلطه ی فشار, ستم , بی عدالتی وفشار های سياسی قراردارند.
درختم جلسه شرکت کنندگان نه تنها بخاطررهائی فوری آقای جمال , بلکه بخاطريک زندگی بدون تبغيض وتعقيب و توهين سياه پوستان امريکابحث هائی رابراه انداختندوعامل اين همه بدبختی را درموجوديت سيستم امپرياليستی در امريکاارزيابی نموده وحاضرين رابه مبارزه ی مشترک بخاطربوجودآوردن يک جامعه ی دموکراتيک که درآن حقوق تمام انسانها احترام ورعايت شود, دعوت نمودند.
اخباروتبصره
بيماری روانی, توجيه ديگربرجنايات امپرياليست ها !
تظاهرات خشونت آميز هرات قربانی گرفت
مقامات افغان ميگويندتظاهرات خشونت آميزدرشهرهرات درغرب افغانستان، منجر به کشته شدن دونفرازجمله يک مامور پليس شده است.
مسئولان يک بيمارستان در هرات مي گويند، چهارده نفرديگرکه دراين ميان نيز حداقل چهارسربازپليس شامل هستند، در جريان تظاهرات زخمی شده و به بيمارستان منتقل شده اند.
تظاهرکنندگان نسبت به عدم صدور مجوزبرای گشت وگذاريک نوع وسيله نقليه نفربر، دربرابر ساختمان ولايت هرات تجمع کرده بودند.
مقامات هرات ميگويندبرای جلوگيری از ازدحام وبی نظمی درجاده های شهر، به اين نوع وسايط اجازه گشت وگذارنمی دهند.
گزارش هاحاکيست که درجريان اعتراض
ده هانفرازراننده هانسبت به اين موضع، نيروهای امنيتی به منظور متفرق کردن تظاهرکنندگان دست به اسلحه برده و در هوا شليک کرده اند.
افراد معترض نيز با سنگ به وسايط نيروهای امنيتی حمله برده و شيشه های چندين موتر (خودرو) را شکسته اند.
پيش از اين هم راننده ها در هرات تظاهرات مشابه ی راه رااندازی کرده بودند ولی اين نخستين بار است که تظاهرات به خشونت کشيده می شود.
همچنان دريک حمله هوايی نيروهای ناتو در ولايت کاپيسا،درشمال کابل، نه نفرشامل پنج زن, سه کودک ويک مرد, کشته شدند.
دوشنبه19فبروری سايت انترنتی بی بی سی
تبصره : قوای اشغالگرورژيم مزدوروابسته به آن درکشتاروغارت مردم بيدفاع کشور يد طولائی دارند.آنهاعامل بيکاری,فقر,مرض, گرسنگی وبيچارگی مردم بوده ودر اثر سياست استعماری آنهاست که روزبروز بر شدت فقروبيچارگی مردم افزوده ميشود. اشغالگران ومزدوران قلاده بگردن شان از تمام مزايای زندگی بهره منداندوعاملين اصلی تمام بی نظمی هاازجمله بی نظمی ترافيکی , ميباشند.
وسيلة نقليه ی راکه ممنوع نموده اند ”ريکشا “ نام داردکه دارندگان وراکبين آن مردم بی بضاعت مثل معلمان,مامورين پائين رتبه وکارگران وديگرزحمتکشان جامعه اندکه وسيله ی نقليه ی نداشته و توان دادن کرايه تاکسی راندارند. دولت با اين کاربرخيل بيکاران افزوده ومشکلات بيشتری رابرمردم زحمتکش ماتحميل نمود.
همچنان درجريان تظاهرات اعتراضی که
حق مسلم آنهابود,بالای آنهاتيراندازی نموده
ودرنتيجه عدة راکشته وزخمی وحداقل يکصدنفررابنام طالب والقاعده روانه زندان نمود.اين است يکی ازاعمال رژيم ”دموکراتيک امريکائی“ درافغانستان .
حملات خفاش گونه ی قوای اشغالگر
درنيمه شب 4مارچ قوای هوائی ناتو ولسوالی گرشک ولايت هلمند راموردبمباران قرادادندکه دراثراين حملةوحشيانه حداقل بيست نفر کشته ودههانفرديگرشامل زنان وکودکان بشدت زخمی گرديدند, خانه های شان ويران ومواشی و زمين های زراعتی آنهاتخريب گرديد. ودرفردای آن شب درراه جلال آباد- تورخم به اثريک حمله انتحاری که بالای کاروان قوای امريکائی بعمل آمد, نيروهای اشغالگرآمريکايی بی پرو بالای مردمی که درمحل حادثه به کاربالای زمين های زراعتی مشغول بودند ويکتعدادشان زنان بودند,آتش گشودندکه دراثرآن 16 تن قتل عام شده واضافه از35 نفرکه حال چندين تن آنهاوخيم است , زخمی گرديده اند.
قوماندان امنية مزدورونوکر, اين حادثه رايک سوء تفأهم خواند.
هزاران نفر ازمردم محل باقهروغصه جمع گرديده وبرضدنيروهای اشغالگرودولت مزدور کرزی دست به تظاهرات زدندونفرت وکينه وبيزاری خودراطی شعارهائی ” مرگ برامريکا “و” مرگ بردولت کرزی “ سرداده وباچوب وسنگ دردست داشته سرک جلال آباد- تورخم رابروی ترافيک مسدودنمودند.
خوانندگان ميدانندکه قتل عام مردم عادت روزانة قوای اشغالگراست .اينبارنيروهای اشغالگر, بيماری روانی سربازان شان رابهانه ی حمله بمردم قرارداده وکشتاروحشيانه شان رابدين وسيله توجيه کردند.
نيروهای اشغالگربايدبدانندکه خوشه های خشم مردم حيثيت باروت ذخيره شده راداردکه آنهارابدون مجازات نخواهدگذاشت ويقينادرآتش آن سوخته ونابود, خواهندشد.
تصويب قانون جديد مهاجرت
دويچه وله : احزاب دمكرات مسيحى، سوسيال مسيحى و سوسيال دمكرات كه دولت ائتلافى را در آلمان فدرال تشكيل مى دهند، پس از مدت ها اختلاف ، در مورد اصلاح قانون جديد مهاجرت به اين كشور به توافق رسيدند. اين لايحه كه هسته اصلى آن را مقررات مربوط به حق اقامت خارجيانى تشكيل مى دهد كه مدت زيادى است در آلمان اقامت موقت دارند، امروز به تصويب هيئت دولت رسيد. اين افراد ناگزيرند تا پايان سال ۲۰۰۹ ميلادى، دو سال ديگر كارى براى تامين معاش خود بيابند و در اين مدت از خدمات اجتماعى بيشتر محروم خواهند شد. افزون براين بايستى به زبان آلمانى آشنا باشند و در امتحان مربوط به آن موفق شوند.
پيک ايران اول مارچ 2007
امريکايک اسلحه جديد
ضدشورش را,آزمايش کرد
آمريکانمونه آزمايشی اسلحه جديدی را به نمايش گذاشته است که در متفرق کردن جمعيت بدون رساندن آسيب جسمانی به آنان قابل استفاده خواهد بود.
به گفته منابع نظامی آمريکا، اين اسلحه که از آن با نام” تفنگ اشعه ای“ و ”محافظ خاموش“ نام برده شده است قادر است با ”"شليک“ اشعه به سوی جمعيت ، آنان را واداربه فرارکندومی توان آن رادرکنترل جمعيت ومقابله با شورش به کار گرفت بی آن که باعث تلفات جانی شود.
در نمايش نمونه آزمايشی اين اسلحه در پايگاه هوايی مودی درايالت جورجيا،اين وسيله به شکل بشقابی بر بالای يک خودرو سبک نظامی نصب شده بودوآزمايش با شرکت تعدادی ازنظاميان داوطلب صورت گرفت.
گفته ميشودکه بردموثر اين اسلحه پانصد متر است اما تا فاصله يک کيلومتری نيز بر هدف های خود تاثير می گذارد.
کسانيکه درمعرض برخورداشعه ساطع شده ازاين اسلحه قرارگرفتندگفتندکه احساس ميکردندکه بدن آنان آتش ميگيرد.
اين اشعه حدود 55 درجه سانتيگراد حرارت دارد اما پس از برخود با بدن انسان، باعث احساس سوزش شديد در زير پوست می شود.
کارشناسان نظامی آمريکا اين وسيله ی جديد را به مراتب موثرتر از ساير اسلحه های غير کشنده مانند گلوله های لاستيکی توصيف کرده و گفته اند که می توان از آن برای مقابله با شورشيان احتمالی استفاده کرد بی آنکه به غيرنظاميان آسيبی برسد.
برد اين اسلحه هم هفده برابر برد موثر گلوله های لاستيکی است.
منابع نظامی آمريکا گفته اند اين وسيله را می توان در مواردی مانند مقابله با شورشيان در عراق يا افغانستان مورد استفاده قرار داد.
انتظار می رود که اين اسلحه جديد تا سه سال ديگر تکميل شود و در اختيار نيروهای آمريکايی قرار گيرد.
تبصره : دولت های امپرياليستی - ارتجاعی همواره تلاش مي ورزندتابانشاندادن سلاح های کشنده ومرگبارشان خلقهارادرحال خوف ووحشت نگهداشته وآنهاراازمبارزه ومقاومت بازدارند. آنهاتاکنون ازسلاح هاووسايط بمراتب خطرناک ترومخوف تروموادشيميائی وزهری بالای مردم کشورهای عراق , افغانستان وبسانقاط جهان بکاربرده اندکه علاوه برتلفات شديدآنی عوارض آنهاتادههاسال ازمردم مظلوم آن کشورها, قربانی خواهدگرفت .
يقينااين سلاح جديدهم عوارضی رابه دنبال خواهدداشت چنانکه خودشان متذکرميشوند” کسانيکه در معرض برخورد اشعه ساطع شده ازاين اسلحه قرارگرفتند گفتندکه احساس ميکردندکه بدن آنان آتش ميگيرد. “ ويااينکه ” اين اشعه حدود 55 درجه سانتيگراد حرارت دارد اما پس از برخود با بدن انسان، باعث احساس سوزش شديد در زير پوست می شود